X
تبلیغات
شبگردی
به قسمتی از درد های اجتماعی ما ایرانیان توجه کنید:

1-اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.

2-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.

3-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.

4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.

5-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم.

6-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.

7-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.

8-غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.

9-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که اینده را فراموش می کنیم.

10-از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.

11-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه انها می اندازیم،ولی برای جبرانش قدمی بر نمیداریم.

12-دائما دیگران را نصیحت می کنیم،ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم.

13-همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.

14-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم.

15- اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.

16-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.

17-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم،آن را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم،ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل آن نمی پردازیم

18- غالبا افراد چاپلوس بین ما ایرانیان موقعیت بهتری دارند.

19- اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.

20- دشمنان ما،ما را بهتر از خودمان می شناسند.

21-در ایران کوزه گر از کوزه شکسته اب می خورد.

22-فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.

23- اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی،کابل کشی و غیره صد ها جای ان را خراب می کنیم.

24-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.

25-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.

26-چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.

27-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.

28-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.

29- وعده دادن و عمل نکردن به ان یک عادت عمومی برای همه ما شده است.

30-به سادگی به یکدیگر دروغ میگوییم و برای اثبات آن به دروغ های بزرگتری میپردازیم

31-برای رسوا نشدن همرنگ جماعت میشویم هر چند آن جماعت را قبول نداشته باشیم

32- همیشه به دنبال کسی میگردیم که اعتراضش راشروع کند تا دنبال او ره بیفتیم. جرات پیشقدم شدن نداریم

33- ضایع کردن و رسوا نمودن مدیران و رهبرانمان بیشترین لذت اجتماعی را برایمان دارد.

34-در حمایت و مخالفت با رهبران و مدیران جامعه بسیار افراط و تفریط داریم.

35-بدون آگاهی و علم کفی در مورد دیگران به قضاوت مینشینیم و جالب آنکه با همان قضاوت ناقص محکوم نیز میکنیم

36-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از ان حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.

37- در حالی که حاضریم چندین ساعت دور هم بنشینیم و چرت و پرت بگوییم حاضر به خواندن یک صفحه کتاب نیستیم. در عین حال مدعی هستیم باسواد ترین کشور های دنیا هستیم.

38- وقتی صحبت از ادعا هست اولین هستیم و وقتی صحبت از عمل به دنبال دیگری هستیم ک ادعای ما را عمل کند

39- در حالیکه خود را مذهبی ترین مردم دنیا میدانیم و خود را اهل بهشت, احترام و رعایت حقوق یکدیگر بی ارزش ترین چیز نزد ما است

40- این یکی را هر کدام از ما ایرانیان خودمان به خود بگوییم و بکوشیم حداقل این یک عیبی را که خودمان در مورد خودمان میگوییم در پی اصلاح آن بکوشیم نه اینکه بگوییم ما بهترینیم و هیچ عیبی نداریم.

+ نوشته شده در  91/03/10ساعت 12:5  توسط ali | 
غريبه ام و در اين شهر مست تنهايي


به رغم غربت من ، شهره ام به شيدايي



غريبه ام و دلم همدلي طلب دارد



دراين تراكم غربت عجب تقاضائي!



غريبه ام و سلامم جواب مي خواهد



سلام بي جواب دلم صحنه اي تماشائي



دلم گرفته خدايا تو هم غريب شدي؟



بيا رفيق دلم شو، زغربتت به درآيي



دلم شكسته تر از شيشه هاي شهر شماست



اگر چه نيست شعر من اما ، چه بند زيبايي



خداي جمله غريبان ، رفيق شبهايم



همين كه فكر من هستي چه غم ز تنهائي

+ نوشته شده در  91/03/07ساعت 21:15  توسط ali | 

گويش دختران در سال 81: عزيزم، عشقم، چرا ناراحتی؟


قربونت برم..


گويش دختران در سال 86:عزيزم، عشقم، چرا ناراحنی؟


قلبونت برم..


گويش دختران در سال 91:عجيجم، عجقم، چلا نالاحتی؟


قلبونت بلم..


گويش دختران در سال96:ديبيلم، عولوپولو، بيلی بولو نات..

+ نوشته شده در  91/02/29ساعت 20:34  توسط ali | 

ادارۀ راهنمائی و رانندگی ولایت غضنفر اینا برای


دویستمین بار


اعلام کرد که


برای هیچگونه آزمایش رانندگی اعم از


شهر و آئین نامه نیازی به ناشتا بودن نیست ..... لطفاً


سئوال نفرمائید=)))

+ نوشته شده در  91/02/20ساعت 20:44  توسط ali | 
قسمتي از دفترچه تلفن غضنفر :


- آباس



- اسخر


- موسن



- جفر


- ريزا



- گاسم


- گربون



- ممد تخي


- اذيذ مادر چريم آگا



- کاذوم -- خت سابتش


- کاذوم -- ايرانصلش



- هوسين دايو


- آبدولا امه



- سادخ


ماهومد...

+ نوشته شده در  91/02/20ساعت 20:36  توسط ali | 
راز موفقیت چیست؟ "تصمیم گیری درست".


تصمیم گیری درست از چه ناشی میشود؟ "از تجربه"



تجربه از چه بدست می آید؟ "از تصمیم گیری های غلط !!



اصن يه وضي

+ نوشته شده در  91/02/20ساعت 20:31  توسط ali | 
مگه اشک چقدر وزن داره


کــه بـا جــاری شــدنـش اینـقـدر سبــک مـی شـیـم . . . !!!

+ نوشته شده در  91/02/20ساعت 20:28  توسط ali | 
نامه: برسد به دست آقای ایرانسل..."



سلام آقای ایرانسل!



نوکرتم داداش!


یه چندتا خواهش ازت دارم. جون نَنَت


عمل کن


بهشون...



من تو مسابقه شرکت نمی کنم! به جون


مامانم adsl


دارم!



صبح به صبح، ساعت ٧ منو با اس ام اس


فروش ویژه


بیدار نکن...




شارژه جایزت بخوره تو سرت 1000000


تومان شارژ کنم



100تومن داخل شبکه هدیه بدی!





موبایل بانک هم نمیخوام!




اینقدر واسه هر چی زرت و زرت و وقت و


بی وقت


تبریک نگو!





نکن برادره من! نکن پدره من! دِ نکن


لعنتی! دِ دهن منو



باز نکن آخه...




من تا حالا از شما پیشواز گرفتم؟ بابام


گرفته؟ داییم



گرفته؟؟؟؟ کی گرفته؟؟





آخه چی میخواااای از جون من لعنتی که


که میگی



آهنگ های پیشواز داغ امروز اینا هستن.




آخه یکی نیست درد منو بشنوه؟؟؟
.........

+ نوشته شده در  91/02/04ساعت 2:28  توسط ali | 


پیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود



ماه برکوی دل نمی‌تابید، خانه  ام انتهای عالم بود



کنج آیینه‌ام نمی‌خندید برق سوسوی کوکب بختم



بی‌سحرگاه خنده خیست، باغ بی‌باغ، قحط شبنم بود



تا رسیدی خدا تبسم کرد، با عبور تو کوچه پیدا شد



قبل از آنی که بگذری از دل، عطر در انحصار مریم بود



محو شب مانده بودم و مبهوت از خیالی که با تو زیبا شد



قد کشیدی از عمق احساسم، لرز قلبم چو شانه بم بود



بین عقل و جنون غزل رویید، شانه در شانه، خستگی خوابید



دست عشقت چه قدرتی دارد، کارد آن سوی استخوانم بود



چشم‌هایت مرا صدا می‌کرد، روح من سر به زیر می‌انداخت



رد شدم آزمون جرات را، درصد عشق‌بازی‌ام کم بود



ماه؛ بین من و تو قسمت شد، عشق از روی سادگی خندید



جای انگشت‌های حوا ماند روی سیبی که دست آدم بود


+ نوشته شده در  91/01/17ساعت 20:11  توسط ali | 


همه رفتن کسي دورو برم نيست


چونين بي کس شدن در باورم نيست


نگار من رفتي تو از کنار من


واي از منو اين دل بي قرار من


رحمي کن اي خدا به روزگار من


دل نا گرونم که زيادت برم


نمير اين غصه ديگه از سرم


 يادم بمون اي مهربون


 يه وقت نشي نامهربون


همه رفتن کسي با ما نموندش


 کسي خط دل مارو نخوندش


همه رفتن ولي اين دل مارو


 همون که فکر نمي کرديم سوزوندش


يادم بمون يه وقت نرم زيادت


 يادت باشه کي بود که هي عشقو نشون ميدادت


يادت باشه که يارت


يه گوشه اي نشسته تو تنهائي


دل نا گرونم که زيادت برم


+ نوشته شده در  90/10/07ساعت 11:16  توسط ali | 


برايت بارها بايد بگويم


که در رگهاي من جاري شدي چون خون


که از من ساختي بار دگر مجنون....شايد


از شکوه عشق خانمان سوز


برايت بارها بايد بگويم


برايت بارها بايد قسم ها ياد کرد


برايت بارها بايد سر سجده فرود اورد


شايد زدست توبه تاريکي کوهستان غم بايد سفر کرد


به دنبال تو تا خورشيد بايد رفت


به پيش پاي تو شايد که چون يک مشت خاک بي بها گردم


براي قلب تو شايد خدا گردم


نميدانم که در جاي نگين تاج زرين کلاهت جاي ميگيرم


و يا در زير پا هاي تو بي رحمانه ميميرم


شايد.....


که بعد از سالهاي سخت و دشوار


که بعد از روزهاي گرمو شيرين


زمان مردنم ايا دراغوش تو جانم را خدا گيرد


و يا اين ارزو در نطفه ميميرد.......؟


+ نوشته شده در  90/10/07ساعت 11:13  توسط ali | 


نامه سوم


زندگي مو جنون گرفته، برگرد


جلو چشامو خون گرفته، برگرد


اين دفعه ديگه نقل هر ساليت نيست


انگاري که زبون خوش حاليت نيست


حکم تو شلاقه، اگه قاضي‌ام


جيک بزني، به مرگتم راضي‌ام


مثل يخ، آبت مي‌کنم ضعيفه


خونه خرابت مي‌کنم ضعيفه


من نه از اون چشم سيات مي‌ترسم


نه از ننه‌‌ات، نه از بابات مي‌ترسم


هرچي ازت تلخي چشيدم، بسه


تو زندگي هرچي کشيدم، بسه


اين دفعه مي‌خوام نوکتو بچينم


من نخوامت، کيو بايد ببينم


خانوم شدي پيش يه مُشتي فَعله


يابو ورت داشته که يعني بعله؟


همه‌ا‌ش مي‌خواي بگم که «بعله قربان»؟


«جنيفر»ي يا دختر اوتورخان؟


نذار بگم تو کوچه زيرت کنن


يا آبجي‌هام خرد و خميرت کنن


نذار بگم تو رو تو شر بندازن


نذار بگم نسل‌تو ور بندازن


تا سر شب،‌خلاصه ختم کلام


خودت مياي يا خبرت، والسلام!


...


اين‌ها رو من از اين و اون شنفتم


اما از اين حرفا بهت نگفتم


نوشتمش به خواري و به خفت


آخه من و حرف خلاف عفت


مي‌خوام بگم اهل بخيه نيستم


مودبم، مثل بقيه نيستم


خسته شدي، د باشه جونم فدات


يه جفت کفش نو خريدم برات


الانه مي‌فرستمش، روم سيا


جلدي پاشو، کفشاتو پاکن بيا!



+ نوشته شده در  90/09/03ساعت 0:27  توسط ali | 


نامه دوم


بخون ولي جواب نامه فوري


عيال نازنين من چطوري؟


تنگه دلم براي قيل و قالت


عزيز من، چطور اصل حالت؟


اون شير قبلنا، شغالتم نيست


من بميرم، عين خيالتم نيست


حالا که هيچ، وقتي دوستم داشتي که


محل سگ بهم نمي‌ذاشتي که


همش مي‌گفتي: «اومدم اسيري»


هي متلک، همش بهونه‌گيري


جز ويدئو که خونه‌ ننه‌م بود،


خدا وکيلي‌ تو خونه‌‌ات چي کم بود؟


تلخي زندگيت که مثل قند شد


يواش يواش زير سرت بلند شد


آبي که شد اون دو تا چشم سيات


شدم اسير چشم و هم چشميات


با نق نق و غر غر و قهر و آشتي


خونه و زندگي برام نذاشتي


همه‌ا‌ش بکن نکن همه‌ا‌ش تغير


همه‌‌اش بدي، همه‌ا‌ش ستم، همه‌‌اش غر


با گريه روزمو به شب رسوندي


تا اينکه جونمو به لب رسوندي


گفتي: «مي‌رم» اما گرفتم تو رو


اونقده غر زدي که گفتم: «برو...»


...


عزيز من رفته و برنگشته


ببين عزيز، گذشته‌ها گذشته


بيا،‌گذشته گفت‌وگو نداره


که خونه بي‌تو رنگ و بو نداره


بيا دوباره چاي تازه دم کن


بساط قيمه و پلو علم کن


بپز از اون کلوچه‌ نوبرت


براي قند و عسلت، شوهرت


زني که خوب و پاکه، شوهر مي‌خواد


خوب مي‌دونم جونت واسم در مياد


تا نگي عشقو دست کم گرفتم


ويدئومون رو از ننه‌‌ام گرفتم!



+ نوشته شده در  90/08/29ساعت 0:9  توسط ali | 

چه حاجتي به قاصد و پست و پيک؟


عيال نازنين، سلام عليک


با خط و نامه هم اگه بتونم


به خدمتت سلام مي‌رسونم


رفتي و دوريتو بهونه کردم


سلام گرم و عاشقونه کردم


دلت که سرد و خسته بود و غم داشت


سلام گرم و عاشقونه کم داشت


هم‌آشيون من تو اين لونه‌اي


کفتر جلد بوم اين خونه‌اي


پرهاتو چيدم که يه وخ با پرت


پر نکشي پيش پدر مادرت


تو بي‌خبر رفتي و پر خريدي


تا چشم به هم زدم،‌ يه هو پريدي


پر زدي و تو خونه کاشتي منو


دلت اومد تنها گذاشتي منو؟


با اين که تو همين دهات و شهري


با من دو ماه آزگاره قهري


نيومد از تو نامه‌اي، کلامي


نه تو پيام‌گيرمون، پيامي


بهم ندادي از موارد ذيل


نه آي‌دي و نه پي‌ام و نه اي‌ميل


هيچ نمي‌گي شوهرم الان کجاست؟



تاج سرم، سرورم الان کجاست؟


هيچ نمي‌گي موهاشو کي مي‌جوره؟


هيچ نمي‌گي رخت‌هاشو کي مي‌شوره؟


هيچ نمي‌گي خورد و خوراکش چيه؟


وصله رخت چاک چاکش چيه؟


دوري تو، پاک خل و ديوونم کرد


بيا و پر بزن به خونه برگرد...

+ نوشته شده در  90/08/26ساعت 18:55  توسط ali | 


آگنس ازدواج کرد و صاحب 13 تا بچه  شد… وقتي که شوهرش فوت


کرد، آگنس


 دوباره ازدواج کرد و صاحب 7 تا بچه‌ي ديگه شد…


اما دوباره شوهرش فوت کرد… ولي آگنس دوباره ازدواج کرد و اين


بار صاحب 5 تا بچه‌ي ديگه شد…


 افسوس و صد افسوس…


 آگنس، اين شيرزن پر کار… سرانجام دار فاني را وداع گفت…


 بر بالاي سر تابوت، کشيش براي آگنس طلب مغفرت و مرحمت کرد


و گفت:


"خداوندا… آن‌ دو سرانجام به هم رسيدند…"


 در همين حال يکي از حاضرين در مراسم خاکسپاري به سمت بغل


دستيش


 خم مي‌شه و آروم ازش مي‌پرسه:
 

"فکر مي‌کني منظور کشيش، شوهر اولش باشه؟ يا شوهر دومش؟ يا


شوهر


 سومش؟"


بغل دستي جواب مي‌ده: "فکر کنم منظورش


پاهاش باشه
  

+ نوشته شده در  90/08/09ساعت 18:44  توسط ali | 

جدول : کسي که نياکانش علاف باشند را گويند !

 

Saturday : روز جهاني ساطور

 

Freezer Side By Side : کسيکه کنار هرکي ميشينه ، زر مفت ميزنه !

 

کراچي : پس تکليف ناشنوايان چه ميشود ؟

 

سه‌ پايه : ? تا آدم باحال که هميشه پايه هر حرکتي‌ هستند !

 

وانت : اينترنت آزاد و بدون فيـلتـر !

 

Category : اين گربه کدوم گوريه ؟

 

 

Morphine : بايد بيشتر فين کني !

 

Keyboard : چه کسي برنده شد ؟

 

MissCall : دختر نا بالغ را گويند !

 

Freezer : حرف مفت !

 

Already : گند زدي به همش رفت !

 

نلسون ماندلا : نلسون اون وسط گير کرده !

 

کته ماست : آن گربه مال ماست !

 

مشروبات : روبات مشهد رفته !

 

نرگس : موجود مذکري که مرتب حدس مي زند !

 

کدبانو : دختر خانمي مجرب در نقشه کشي با نرم افزار اتوکد !

 

چهار محال بختياري : ممکن نيست عدد 4 براي شما شانس بياورد !

 

کالسکه : هنگامي که يک اصفهاني يک ميوه ي کال ميخورد !

 

جاسبي : فقط باش !

 

مورچه خوار : خواهر مورچه . فحشي که موريانه ها به هم مي دهند !

 

سوغاتي : بسيار عصباني !

 

عجبشير : احساس رضايت از مطبوع بودن شير !

 

پدافند : پس گفتي دافن !؟

 

مانيکور – پديکور : دو برادر نابينا به نام ماني و پدرام !

 

کولر : زماني که يک لر به مکاني رفته باشد و بين ما نباشد !

 

کامران : راننده کاميون !

 

مهران : شخصي که در هواي مه آلود رانندگي مي کند !

 

روبوسي : پارچه اي که روي بوس مي کشند !

 

پهناور : کسي که مدفوع گاو مي آورد !

 

Superman : مرد بقال !

 

کنتس : به اصفهاني يعني اين سيگار کنت است !

 

شاطر : کسي که در خرابکاري استاد است !

 

بيگلي بيگلي : پدربزرگ بروسلي، بزرگ خاندان لي‌ !

 

پسمانده : پ نه پ رفته !

 

Diamond Ring : داييمون زنگ زد !

 

مناجات : انواع و اقسام مونا !

 

کره حيواني : بيچاره ناشنواست !!

 

انبر : داروي برطرف کننده اسهال !

 

کلکته : بين گربه ها کل افتاده

 

خاموش : موش نپخته

 

مزدور : نوعي موز که در مناطق دور مي رويد !

 

ديپلماتيک : فرد ديپلمه اي که ماتيک زده !

 

واويلا : ويلايي که درش به روي همه باز است !

 

چاقو ضامن دار : در شيراز ، به شخص فربه‌ اي که يکي‌ از اهالي محل

ضمانتش را کند گويند !


 

جنسيتي : شهر ارواح !

 

گوگولي : فرزند بروس لي و گوگوش !

 

مکار : کسي که تخصص اپل دارد !


تفريح و سرگرمي گرداوري شده توسط پايگاه اينترنتي فرز.آي آر

+ نوشته شده در  90/08/04ساعت 18:51  توسط ali | 

كجا باید رفت؟.....


ز كه باید پرسید؟!!!


واژه عشق و پرستیدن چیست؟


جان اگر هست چرا در من نیست؟


من كه خود می دانم ..


راه من راه فناست


قصه عشق فقط یك رویاست....


اه ای راه سكوت...


اه ای ظلمت شب....


من همان گمشده ی این خاکم


به خدا عاشق قلبی پاكم






های...بای ، به راستی معادل درود و بدرودند؟


نیستند


های گرمی درود را ندارد،


بدرود تلخی بای را...




باشد ..قبول... هرکی در بازی عشق جر زد...برای همیشه جریمه شود به ایستادن یک پایی کنار دیوار خاطرات.


مردانگی ات را


با شکستن دل دختری که دیوانه ی توست ثابت نکن


مردانگی ات را


با غرور بی اندازه ات به دختری که عاشق توست ثابت نکن


مردانگی را


... ... زمانی میتوانی نشان دهی که دختری با تمام تنهایی اش به تو تکیه کرده


که دختری با تکیه به غرور تو به قدرت تو


در این دنیای پر از نامردی


قدم بر میدارد...

+ نوشته شده در  90/07/28ساعت 18:5  توسط ali | 

بودا به دهی سفر كرد ...


زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی


باشد.


بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد.


كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه


است به خانه‌ی او نروید !



بودا به كدخدا گفت : یكی از دستانت را به من بده !!!



كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا گذاشت.



آنگاه بودا گفت : حالا كف بزن !!!



كدخدا بیشتر تعجب كرد و گفت: هیچ كس نمی‌تواند با یك دست كف


بزند ؟!!



بودا لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و


هرزه باشد، مگر این كه مردان دهكده نیز هرزه باشند.



بنابراین مردان و پول‌هایشان است كه از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند

+ نوشته شده در  90/07/28ساعت 17:48  توسط ali | 


سفره عشق



دو تا چشمام همه جا،دنبال تو مي گرده


با نبودنت دلم ،با غصه هات سر کرده


شب و روز در پي تو،من همه جا گشتم


يکي گفت غصه نخور،اون داره بر مي گرده


زندگي با عشق تو رنگ ديگه داشت برام


رفتي و بدون تو پخش شده روز و شبهام


دل من با هيچ کسي نمی تونست خو بگيره


شب و روز منتظره چشم به راهت مونده نگام


کسي مثل تو نشد،کسي مثل تو نبود


همش از خدا مي خواهم که بيايي زود زود


کاش ميشد دوباره باز همو پيدا بکنيم


کاش ميشد سفره عشقمونو با همديگه وا بکنيم


کاشکي اين شهر غريب صداي آشنا بياد


دل من هوا تو کرده فقط هم تو رو مي خواهد


+ نوشته شده در  90/07/23ساعت 12:38  توسط ali | 
سلام..........کر همتون






+ نوشته شده در  90/07/21ساعت 12:24  توسط ali |